![]() |
![]() |
|
| رابطه دختر و پسرها |
![]()
عید همگی پیشاپیش مبارک |
|
+ نوشته شده در
Fri 18 Mar 2011ساعت 1 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
متن ادبی و دوستانه پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست . . . . . . متن عشقولانه و فانتزی اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند . . . . . . متن اداری یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم . . . متن ادبی سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما… کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟… زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و چون همیشه امیدوار وسال نومبارک… . . . متن زیبا ودوستانه یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش بهترین و نابترین جملات ادبی ، رسمی ، اداری ، دوستانه ، محترمانه برای تبریک سال نو و درج در کارت پستال بر روی لینک زیر کلیک کنید |
|
+ نوشته شده در
Fri 18 Mar 2011ساعت 1 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
بی اجازت دفتر ۳۶۵ برگ جدیدتو دادم به خدا تا بهترین تقدیر رو برات نقاشی کنه نوروز ۹۰ مبارک _____________________ یادت باشه:تعطیلات بزودی تموم میشه وبعدش سرکار رفتنه که انتظار تورو میکشه. بازم ۱سال کار و خستگی! (ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی) _____________________ امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادم یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت سال ۹۰ میان سراغت ! _____________________ عاقبت زمستون رفت و رو سیاهیش برای ما موند ! امضاء حاجی فیروز !!! _____________________ دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم هر روزتان نوروز . . . سال ۹۰ مبارک _____________________ تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!! _____________________ شیشه می شکند و زندگی می گذرد. نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت نوروز ۹۰ مبارک _____________________ با تو از خاطره ها سرشارم.جشن نوروز تو را کم دارم سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . . _____________________ لحظه ای که سال تحویل می شه تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه سال ۹۰مبارک _____________________ در این نوروز باستانی خیال امدنت را به اغوش خسته می کشم نوروز ۹۰ مبارک _____________________ بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است نوروز مبارک _____________________ چه عجیب است رسم روزگار تویی که بهترین بهار را بریم رقم زدی امسال با رفتنت بد ترین نوروز را تجربه میکنم امید وارم شیرینی لحظهایت به اندازه تلخی لحظها هایم زیاد باشد _____________________ ستاره بختتان بالا |
|
+ نوشته شده در
Fri 18 Mar 2011ساعت 1 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
Fri 18 Mar 2011ساعت 1 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
+ نوشته شده در
Fri 18 Mar 2011ساعت 1 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم
شاید نشود به گذشته باز گشت و یک آغاز زیبا ساخت ولی می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت..... |
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 6 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 6 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
من باختــــــــــــــــــــم ...
![]() |
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 6 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
![]() گناه من عاشق شدن یک دل ساده هستش
گناه من فقط دل بستن به گل تنهاست گناه من شروع زندگی جدیده گناه من گیتار زدن در تاریکی شبه گناه من ترانه خوندن در زیر نور شمع سوخته گناه من سرودن شعر عاشقونه واسه گل تنهاست گناه من گریه کردن در زیر بارونه گناه من شده غصه خوردن در لحظه وداع گناه من اخرش شد عاشقی سر به بیابون گذاشتن در لحظه تنهای |
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 6 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 4 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 3 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 3 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
![]() دانشجوی سال آخرم، دو سال پیش با پسری در دانشگاه آشنا شدم، مشترکات زیادی از نظر فکری و سلیقه ای داشتیم در آغاز قرارمان ارتباط کلامی و تلفنی و گاهی دیدار در گوشه و کنار دانشگاه بود. بعد از مدتی این ارتباط در خارج از دانشگاه ادامه یافت گاهی در پارک و گاهی در سینما و ... قرار ملاقات می گذاشتیم. از هر فرصتی برای تجدید دیداری استفاده می کردیم. روابط ما روز به روز عاطفی تر می شد. تا اینکه یک روز درباره ازدواج با من صحبت کرد. خیلی خوشحال شدم که او هم قصدش از این روابط (مثل من) ازدواج است. از آن روز به بعد گفتگوها و ارتباطات ما با هدفی مشخص و آرزوها و امیدها و قول و قرارها و اینکه کی و چگونه با خانواده مان در میان بگذاریم، چه تغییرات و تحولاتی در خود و زندگی آینده مان ایجاد خواهیم کرد. هیجان و نشاط با هم بودنمان بقدری ذهن و زندگی مرا به خود مشغول ساخته بود که به هنگام خواب و مطالعه کتابهای درسی و در جمع خانواده و دوستان و به هنگام خوردن غذا و تماشای تلویزیون حتی سر جلسات امتحانی یاد و نام و چهره و حرکات و حرفهای او در ذهنم مرور می شد. شب ها را به امید دیدار او صبح می کردم. حسابی دلبسته و وابسته شده بودم. با خانواده ها در میان گذاشتیم حالا به راحتی با هم ارتباط داشتیم چرا که هم هدفمان ازدواج بود و هم مجبور نبودیم پنهانی با هم رابطه داشته باشیم. گاهی به منزلشان می رفتم و خواهر و مادر همسر آینده ام از من پذیرایی می کردند. ماجرای دوستی مان را والدین او فهمیده بودند. و می دانستند که ما حدود دو سال با هم روابط عاطفی و پنهانی داشته ایم. زمان به سرعت سپری شد. ادامه دوستی ها نه برای من و نه برای والدینم قابل تحمل نبود و می بایست از بلاتکلیفی خارج می شدم. با درخواست من قرار شد جلسه خواستگاری برگزار شود. روز موعود فرا رسید. از چند روز پیش با خوشحالی و شادابی تدارک دیدیم. همه چیز آماده بود. صدای تیک تاک ساعت منزلمون با ضربان قلبم مسابقه گذاشته بودند. شور و هیجان وجودم را در برگرفته بود. صدای زنگ تلفن طبق معمول مرا به سوی گوشی تلفن پرتاب کرد. دوست پسر سابقم را، حالا به عنوان همسر آینده و همیشگی تداعی می کردم. صدای او بود با شور و شیدایی تمام پرسیدم پس کجایید. چرا دیر کردید؟ با ناله ای سرد گفت: والدینم با ازدواج ما مخالفند تمام وجودم سرد شد. دست و پایم نای حرکت نداشتند. با صدای لرزان گفتم: چرا چی شده؟ گفت: مادرم میگن دختری که حدود دو سال با تو دوست بوده و گاهی تا ساعاتی از شب را در پارک و سینما و کوچه و خیابان بوده و روابط احساسی و عاطفی داشته از کجا معلوم با دیگران هم نداشته و نخواهد داشت. عدم تعریف روابط سالم و هدفمند بین گروههای غیر همجنس با تأکید بر رویکرد دینی و فرهنگ بومی و ملی، موجب تنش ها و تلخی های آزاردهنده بین اعضای خانواده بخصوص بین والدین و فرزندان نوجوان و جوان و نیز بروز آسیبهایی نظیر فرار دختران و پسران از خانه، ازدواج های ناموفق، دوستی های ناسالم دختران و پسران، احساس شکست و ناکامی در فرآیند این نوع دوستی ها و بدنبال آن گسترش اعتیاد، خودکشی، افسردگی، افت تحصیلی و دهها معضل و مشکل دیگر در بین لایه های مختلف اجتماع گردیده است.
او به گونه ای صحبت می کرد که گویی با شکی که والدینش در دلش کاشته بودند، دلزده و نگران شده بود. گوشی را گذاشتم از آن روز لحظه ای روی خوش ندیدم. هر روزم اشک بود و ناله و گوشه گیری و از هیچ چیز لذت نمی بردم. هر کس به من می رسید سرزنشم می کرد. یاد حرفهای عاشقانه و هدیه ها و وعده ها و قرارها و با هم بودنها و خنده ها و شادیهایی که طی دو سال با هم داشتیم عذابم می داد. دچار افت تحصیلی شدم. ادامه تحصیل برایم ممکن نبود. دوستانم از من فاصله گرفتند. حوصله هیچ کس را نداشتم. نسبت به نماز و حجاب سست بودم، سست تر شدم. و امروز از آن همه شادی و نشاط و هیجان و گفتگوهای طولانی با او غم و اندوه و دلشوره و احساس حقارت و تنهایی برایم باقی مانده بود. |
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 3 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
یکی از پیش نیازها و کلیدهای موفقیت و آرامش در زندگی، آشنایی با روانشناسی ارتباطات و آگاهی از فنون و تکنیک های ارتباطی با گروههای مختلف اجتماعی بویژه گروه غیر همجنس می باشد. عدم تعریف روابط سالم و هدفمند بین گروههای غیر همجنس با تأکید بر رویکرد دینی و فرهنگ بومی و ملی، موجب تنش ها و تلخی های آزاردهنده بین اعضای خانواده بخصوص بین والدین و فرزندان نوجوان و جوان و نیز بروز آسیبهایی نظیر فرار دختران و پسران از خانه، ازدواج های ناموفق، دوستی های ناسالم دختران و پسران، احساس شکست و ناکامی در فرآیند این نوع دوستی ها و بدنبال آن گسترش اعتیاد، خودکشی، افسردگی، افت تحصیلی و دهها معضل و مشکل دیگر در بین لایه های مختلف اجتماع گردیده است. |
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 3 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 3 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
به اندازه ی تمام بوسه های بی پاسخی که ماهی به دریا میزنه ، دوستت دارم .
|
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 3 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
چه حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی یکی که بهش اعتماد داری بهت اعتماد داره از دلتنگی هاش برات میگه از دلتنگی هات براش میگی اروم میشه اروم میشی این حس رو بهت دارم... حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه... به خدا قسم مثل آیه های قران پاکه...
|
|
+ نوشته شده در
Mon 7 Mar 2011ساعت 3 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
Sat 5 Mar 2011ساعت 6 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
Sat 5 Mar 2011ساعت 6 بعد از ظهر توسط عرفان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دلم گرفت تو این قفس پرم شکست تو این قفس چه بی صدا نفس نفس |
| نوشته های پیشین |
|
3/13/2011 - 3/20/2011 2/24/2011 - 3/12/2011 2/27/2011 - 3/5/2011 |
|
RSS
|